آموزش نوشتاری و تصویری وضو گرفتن و احکام آن

ارسال شده در: مهر ۲۵ ۱۳۹۰ نوشته شده توسط:

 

وضـو 
« ۱ » در وضو واجب است با نیت ، صورت و دست ها را بشویند و جلو سر و روى پاها را مسح کنند .
« ۲ » درازاى صورت را باید از بالاى پیشانى جایى که موى سر بیرون مى آید ، تا آخر چانه شُست ، و پهناى آن به مقدارى که بین انگشت وسط و شَست ( یعنى انگشت میانى که وسطى و انگشت بزرگ که ابهام است ) قرار مى گیرد باید شسته شود ، و اگر مختصرى از این مقدار را هم نشوید وضو باطل است . و براى آن که یقین کند این مقدار کاملاً شسته شده باید کمى اطراف آن را هم بشوید . و میزان در رستنگاه مو و در انگشتان ، افراد مستوى الخلقه و عادى مى باشد ، پس کسانى که رستنگاه مو یا انگشتان آنها غیرعادى است ، در مقدار شستن ، افراد عادى را میزان قرار دهند .
« ۳ » اگر احتمال دهد چرک یا چیز دیگرى در ابروها و گوشه هاى چشم و لب او هست که نمى گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، باید پیش از وضو یا وقت شستنِ آنها وارسى کند که اگر هست برطرف نماید.
« ۴ » اگر پوست صورت از لاى مو پیدا باشد ، علاوه بر شستن ظاهر موها، بنا بر احوط باید آب را به پوست هم برساند ؛ و اگر پیدا نباشد شستن ظاهر مو کافى است و رساندن آب به زیر آن لازم نیست.
« ۵ » اگر شک کند که پوست صورت از لاى مو پیداست یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید مو را بشوید و آب را به پوست هم برساند.
« ۶ » شستن داخل بینى و مقدارى از لب و چشم که در وقت بستن دیده نمى شود واجب نیست، ولى براى آن که یقین کند از جاهایى که باید شسته شود چیزى باقى نمانده، واجب است مقدارى از آنها را هم بشوید. و کسى که نمى دانسته باید این مقدار را بشوید ، اگر نداند در وضوهایى که گرفته این مقدار را شسته یا نه ، نمازهایى که خوانده صحیح است .

    « ۷ » باید صورت و دست ها را از بالا به پایین شست و اگر از پایین به بالا بشوید و به همان شستن اکتفا کند ، بلکه مطلقا در بعضى موارد ، وضو باطل است و احتیاط واجب آن است که در هرعضو ابتدا قسمت هاى بالاتر و سپس قسمت هاى پایین تر را بشوید و رعایت ترتیب عرفى ، کافى است .
« ۸ » اگر دست را تر کند و به صورت و دست ها بکشد، باید بنا بر احتیاط ترى دست به قدرى باشد که به واسطه کشیدن دست، کمى آب بر آنها جارى شود.
« ۹ » بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشوید به طورى که دست ها کاملاً شسته شود .
« ۱۰ » براى آن که یقین کند آرنج را کاملاً شسته باید مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشوید.
« ۱۱ » کسى که پیش از شستن صورت ، دست هاى خود را تا مچ شسته ، در موقع شستن دست ها براى وضو باید تا سر انگشتان را بشوید ، و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوى او باطل است .
« ۱۲ » در وضو شستن صورت و دست ها مرتبه اول واجب و مرتبه دوم مستحب و مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام مى باشد و مقصود از هرمرتبه ، شستن تمام عضو است .
« ۱۳ » بعد از شستن هردو دست باید جلو سر را با ترى آب وضو که در دست مانده مسح کند . اگر ترى در دست نمانده باشد وظیفه اش در مسأله ۲۵۷ بیان خواهد شد . و احتیاط واجب در مسح سر از بالا به پایین است ؛ و مسح کردن با دست راست بهتر است .
« ۱۴ » جلوى سر ( یک قسمت از چهار قسمت سر ، که مقابل پیشانى است ) جاى مسح مى باشد و هرجاى این قسمت را به هراندازه مسح کند کافى است، اگر چه احتیاط مستحب آن است که از درازا به اندازه درازاى یک انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته مسح نماید ، و واجب است در صورت امکان مسح با کف دست باشد نه با پشت آن .

    « ۱۵ » لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد بلکه بر موى جلو سر هم صحیح است ولى کسى که موى جلو سر او به اندازه اى بلند است که اگر مثلاً شانه کند به صورتش مى ریزد، یا به جاهاى دیگر سر مى رسد، باید بیخ موها را مسح کند یافرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید . و اگر مقدارى را که به صورت مى ریزد یا به جاهاى دیگر سر مى رسد جلو سر جمع کند و بر آنها مسح نماید، یا بر موى جاهاى دیگر سر، که جلو آن آمده مسح کند باطل است.
« ۱۶ » بعد از مسح سر باید با ترى آب وضو که در دست مانده روى پاها را از سر یکى از انگشت ها تا برآمدگى روى پا مسح کند. و احتیاط مستحب این است که تا مَفصل پا مسح نماید.
« ۱۷ » پهناى مسح پا به هر اندازه باشد کافى است، ولى بهتر آن است که به اندازه پهناى سه انگشت بسته مسح نماید، و بهتر از آن مسح تمام روى پا است.
« ۱۸ » اگر در مسح پا ، همه دست را روى همه پا بگذارد و کمى بکشد صحیح است .
« ۱۹ » در مسح سر و روى پا باید دست را روى آنها بکشد پس اگر دست را نگهدارد و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است ؛ ولى اگر موقعى که دست را مى کشد سر یا پا مختصرى حرکت نماید اشکال ندارد .
« ۲۰ » جاى مسح باید خشک باشد ، و اگر به قدرى تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند مسح باطل است، ولى اگر ترى آن به قدرى کم باشد که رطوبتى که بعد از مسح در آن دیده مى شود بگویند فقط از ترى کف دست است، اشکال ندارد.
« ۲۱ » اگر براى مسـح، رطوبتى در کف دست نمانده باشد، نمى تواند دست را با آب خارج، تـر کند. بلکه باید از اعضاى دیگر وضو، رطوبت بگیـرد و با آن مسح نماید ؛ و بهتر است اول از ترى موى ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها ترى نبود از دست ها رطوبت مى گیرد.

    « ۲۲ » هرگاه به سبب گرمى هوا یا جهات دیگر هیچ رطوبتى در اعضا براى مسح باقى نمى ماند ، بنا بر احتیاط واجب هم با آب خارج مسح کند و هم بعد از وضو تیمم کند .
« ۲۳ » اگر رطوبت کف دست فقط به اندازه مسح سر باشد، احتیاط واجب آن است که سر را با همان رطوبت مسح کند، و براى مسح پاها از اعضاى دیگر وضو رطوبت بگیرد ؛ و بنا بر احتیاط واجب باید اول از ترى موى ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها ترى نبود از دست ها رطوبت بگیرد .
« ۲۴ » مسح کردن از روى جوراب و کفش باطل است ولى اگر به سبب سرماى شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند اینها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد ، مسح کردن بر آنها اشکال ندارد ، و اگر روى کفش نجس باشد باید چیز پاکى بر آن بیندازد و بر آن چیز مسح کند و احتیاطا تیمم هم بنماید .
« ۲۵ » اگر روى پا نجس باشد و نتواند براى مسح، آن را آب بکشد، اگر جبیره ممکن نباشد باید تیمم نماید. و اگر جبیره ممکن بود باید هم وضوى جبیره اى بگیرد و هم تیمم کند بنا بر احوط .
« ۲۶ » تکرار مسح موجب بطلان وضو نیست خصوصا اگر براى رعایت احتیاط باشد، مگر آن که از روى تشریع یا وسوسه باشد.

 

وضوى ارتماسى 
« ۲۷ » وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دست ها را به قصد وضو در آب داخل کند یا آنها را بعد از این که در آب فرو برد، به قصد وضو بیرون آورد. و اگر موقعى که دست ها را در آب فرو مى برد نیت وضو کند و تا وقتى که آنها را از آب بیرون مى آورد و ریزش آب تمام مى شود به قصد وضو باشد، وضوى او صحیح است ؛ و نیز اگر موقع بیرون آوردن از آب قصد وضو کند و تا وقتى که ریزش آب تمام مى شود به قصد وضو باشد وضوى او صحیح مى باشد.
« ۲۸ » در وضوى ارتماسى نیز باید صورت و دست ها از بالا به پایین شسته شود، پس اگر وقتى که صورت و دست ها را در آب فرو مى برد قصد وضو کند ، باید صورت را از طرف پیشانى و دست ها را از طرف آرنج در آب فرو برد ؛ و اگر موقع بیرون آوردن از آب قصد وضو کند ، باید صورت را از طرف پیشانى و دست ها را از طرف آرنج بیرون آورد .
« ۲۹ » اگر وضوى بعضى از اعضاء را ارتماسى و بعضى را غیر ارتماسى انجام دهد اشکال ندارد .
« ۳۰ » شخصى که مى تواند بدون کمک دیگران وضوى ارتماسى بگیرد نباید به کمک دیگران وضوى غیر ارتماسى ( ترتیبى ) بگیرد .

 

دعاهاى وضو 
« ۳۱ » کسى که وضو مى گیرد مستحب است موقعى که نگاهش به آب مى افتد بگوید :

بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی جَعَلَ الْمَاءَ طَهُورا وَلَمْ یَجْعَلْهُ نَجِسا ؛

و موقعى که پیش از وضو دست خود را مى شوید بگوید:

اللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنَ التّوّابینَ وَ اجْعَلْنى مِنَ الْمُتَطهِّرین؛

و در وقت مضمضه کردن یعنى آب در دهان گردانیدن بگوید :

اللّهُمَّ لَقِّنّى حُجَّتی یَوْمَ اَلْقاکَ وَ أَطْلِقْ لِسانى بِذِکْرِک ؛

و در وقت استنشاق یعنى آب در بینى کردن بگوید :

اللّهُمّ لا تُحَرِّمْ عَلَیَ ریحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنی مِمَّنْ یَشُمُّ ریحَها وَ رَوْحَها وَ طیبَها ؛

و موقع شستن صورت بگوید :

اللّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهی یَوْمَ تَسْوَدُّ فیهِ الْوُجوهُ وَ لا تُسَوِّدْ وَجْهی یَوْمَ تَبْیَضُّ فیهِ الْوُجوه ؛

و در وقت شستن دست راست بگوید :

اللّهُمّ أَعْطِنى کِتابی بِیَمینی وَ الْخُلْدَ فِی الْجِنان بِیَسارى وَ حاسِبنی حِسابا یَسیرا ؛

و موقع شستن دست چپ بگوید :

اللّهُمَّ لا تُعطِنى کِتابی بِشِمالی و لا من وَراء ظَهْری وَ لا تَجْعَلْها

مَغلولةً إلى عُنُقی وَ اَعوذُ بکَ مِن مُقَطَّعاتِ النِّیران ؛

و موقعى که سر را مسح مى کند بگوید :

اللّهُمَّ غَشِّنی بِرَحْمَتِکَ وَ بَرَکاتِک وَ عَفْوِک ؛

و در وقت مسح پا بگوید :

اللّهُمّ ثَبِّتْنی عَلَى الصِّراطِ یَومَ تَزِلُّ فیه الاَقدامُ و اجْعَلْ سَعیی فیما یُرضیکَ عَنّی یا ذاالجَلالِ وَالإِکرام .

« شرایط وضو » 
شرایط صحیح بودن وضو سیزده چیز است:
۱ ـ آب وضو پاک باشد.
۲ ـ آب وضو مطلق باشد.
۳ ـ وضو گرفتن مستلزم تصرف غاصبانه نباشد.
۴ ـ ظرف آب وضو مباح باشد ( غصبى نباشد ).
۵ ـ ظرف آبِ وضو، طلا و نقره نباشد.
۶ ـ اعضاى وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.
۷ ـ وقت براى وضو و نماز کافى باشد.
۸ ـ به قصد قربت یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگیرد.
۹ ـ ترتیب.
۱۰ ـ موالات.
۱۱ ـ مباشرت در اعمال وضو.
۱۲ ـ استعمال آب ضرر نداشته باشد.
۱۳ ـ در اعضاى وضو مانعى از رسیدن آب نباشد.
و تفصیل اینها به ترتیب در مسائل بعدى ذکر مى شود.

شرط اول و دوم : آب وضو پاک و مطلق باشد.
« ۳۲ » وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است، اگر چه انسان نجس بودن یا مضاف بودن آن را نداند یا فراموش کرده باشد، و اگر با آن وضو نمازى هم خوانده باشد، باید آن نماز را دوباره با وضوى صحیح بخواند.
« ۳۳ » اگر غیر از آب گِل آلود و مضاف آب دیگرى براى وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است به طورى که براى وضو و یک رکعت نماز وقت ندارد باید تیمم کند ؛ و اگر وقت دارد، احتیاط واجب آن است که صبر کند تا آب، صاف شود و وضو بگیرد و مبادرت به تیمم ننماید ؛ اما اگر براى یک رکعت نماز با وضو و یا چهار رکعت با تیمم وقت دارد ، بنا بر اظهر مى تواند هرکدام را خواست انجام دهد .

شرط سوم : وضو گرفتن مستلزم تصرف غاصبانه نباشد.
« ۳۴ » اگر کسى به قصد وضو آب غصبى را به صورت یا دستهاى خود بریزد و موقع آب ریختن ملتفت غصبى بودن آب باشد وضویش باطل است. ولى اگر بدون توجه به غصبى بودن آب، وضو گرفت، اگر چه در اثناء وضو فهمید و بقیه وضو را با آب مباح انجام داد، وضویش صحیح است . اما قیمت آن آب غصبى را ضامن است.
« ۳۵ » اگر کسى بدون قصد وضو ، آب غصبى را به صورت و دست هاى خود ریخت و پس از آن که عرفا آب از بین رفت به قصد وضو گرفتن به صورت و دست هاى خود که تر شده است ، دست کشید ، وضویش صحیح است .
« ۳۶ » وضو گرفتن از حوض مدرسه اى که انسان نمى داند آن حوض را براى همه مردم وقف کرده اند یا براى محصلین همان مدرسه، در صورتى که معمولاً مردم از آب آن وضو بگیرند و معلوم نباشد که از روى غفلت ویا عدم مبالات وضو مى گیرند ، اشکال ندارد اگر با ساکنین مزاحمت نداشته باشد .
« ۳۷ » کسى که نمى خواهد در مسجدى نماز بخواند اگر نداند حوض آن را براى همه مردم وقف کرده اند یا براى کسانى که در آن جا نماز مى خوانند، نمى تواند از حوض آن وضو بگیرد، ولى اگر معمولاً کسانى هم که نمى خواهند در آن جا نماز بخوانند از حوض آن وضو مى گیرند، مى تواند از حوض آن وضو بگیرد.
« ۳۸ » وضو گرفتن از حوض تیمچه ها و مسافرخانه ها و مانند اینها براى کسانى که ساکن آن جاها نیستند، در صورتى صحیح است که معمولاً کسانى هم که ساکن آن جاها نیستند از آب آن جا وضو بگیرند.
« ۳۹ » وضو گرفتن در نهرهاى بزرگ اگر چه انسان نداند که صاحب آنها راضى است یا نه ، اشکال ندارد ، ولى اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهى کند در صورتى که سیره و روش مسلمین استفاده از آن آبها باشد وضو صحیح و گرنه باطل است .
« ۴۰ » اگر در صحن یکى از امامان یا امامزادگان که سابقا قبرستان بوده حوض یا نهرى بسازند، چنانچه انسان نداند که زمین صحن را براى قبرستان وقف کرده اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشکال ندارد . ولى اگر فهمید زمین براى قبرستان وقف شده و نشود زیر حوض یا نهر میّتى را دفن کرد وضو اشکال دارد . و نیز اگر ایجاد حوض یا نهر موجب بى حرمتى به بدن مسلمان بشود مثلاً آب به بدن او برسد ، وضو اشکال دارد ، اگرچه زمین قبرستان مباح بوده و موقوفه هم نباشد .
« ۴۱ » اگر فراموش کند آب غصبى است و با آن وضو بگیرد ، وضو صحیح است .

شرط چهارم : ظرف آب وضو مباح باشد ( غصبى نباشد ) ، ولى مانند شرط سوم ممکن است کسى وضوى صحیح بگیرد به این صورت که موقع آب برداشتن قصد وضو نداشته باشد چنان که در مسأله ۲۷۱ گذشت .

شرط پنجم : ظرف آب وضو، طلا و نقره نباشد.
« ۴۲ » اگر آب وضو در ظرف غصبى یا طلا یا نقره باشد و غیر از آن، آب دیگرى ندارد و نمى تواند آب را در ظرف دیگرى بریزد باید تیمم کند . و اگر آب دیگرى دارد چنانچه در ظرف غصبى یا طلا و نقره وضوى ارتماسى بگیرد یا با آنها آب را به صورت و دست ها بریزد ، وضوى او باطل است مگر به صورتى که در مسأله ۲۷۱ گذشت .

شرط ششم : اعضاى وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد ، مگر اینکه به وسیله وضو گرفتن و شستن صورت و یا دست ها، اعضاى وضو خود به خود پاک شود .
« ۴۳ » اگر پیش از تمام شدن وضو جایى را که شسته یا مسح کرده نجس شود ، وضو صحیح است .
« ۴۴ » اگر غیر از اعضاى وضو جایى از بدن نجس باشد وضو صحیح است . ولى اگر مخرج را از بول یا غائط تطهیر نکرده باشد احتیاط مستحب آن است که اول آن را تطهیر کند بعد وضو بگیرد .

    « ۴۵ » اگر یکى از اعضاى وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو آن جا را آب کشیده یا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاک بودن و نجس بودن آن جا نبوده وضو باطل است بنابر احوط ، در صورتى که با وضو گرفتن و یا غیر آن به طور اتفاقى پاک نشده باشد . و اگر ملتفت بوده، یا شک دارد که ملتفت بوده یا نه وضو صحیح است . و در هرصورت باید بنا بر احوط براى نماز و مانند آن ، جایى را که نجس بوده ، آب بکشد .
« ۴۶ » اگر در صورت یا دست ها بریدگى یا زخمى است که خون آن بند نمى آید و آب براى آن ضرر ندارد ، باید در آب کر یا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد که خون بند بیاید ، بعد به دستورى که گفته شد وضوى ارتماسى بگیرد . و اگر بعد از بند آمدن دو مرتبه خون جارى شد وضو به طور ارتماسى صحیح است و اگر خون جارى نشد به صورت ترتیبى هم مى شود وضو گرفت .

شرط هفتم : وقت براى وضو و نماز کافى باشد.
« ۴۷ » هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد که اگر وضو بگیرد تمام نماز بعد از وقت خوانده مى شود، باید تیمم کند، ولى اگر براى وضو و تیمم یک اندازه وقت لازم باشد باید وضو بگیرد براى انجام یک رکعت با وضو . و اگر با وضو، وقت یک رکعت نماز و با تیمم، وقت چهار رکعت را دارد مى تواند هرکدام را خواست انتخاب کند بنا بر اظهر .
« ۴۸ » کسى که در تنگى وقت نماز باید تیمم کند اگر به قصد قربت یا براى کار مستحبى مثل خواندن قرآن وضو بگیرد، صحیح است ولى اگر براى خواندن آن نماز وضو بگیرد باطل است.

شرط هشتم : به قصد قربت یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگیرد، و اگر براى خنک شدن یا به قصد دیگرى وضو بگیرد باطل است . ولى اگر به قصد قربت وضو بگیرد و قصد دیگرى مثل خنک شدن تابع قصد وضو باشد، اشکال ندارد .
« ۴۹ » لازم نیست نیت وضو را به زبان بگوید یا از قلب خود بگذراند ولى باید در تمام وضو متوجه باشد که وضو مى گیرد، به طورى که اگر از او بپرسند : چه مى کنى ؟ بگوید : وضو مى گیرم.

شرط نهم : وضو را به ترتیبى که گفته مى شود بجا آورد، یعنى اول صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشوید و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نماید، و اگر به ترتیب وضو نگیرد باطل است، و در مسح دو پا احتیاط مستحب آن است که مسح پاى راست را با دست راست بر مسح پاى چپ با دست چپ مقدم بدارد.
« ۵۰ » هر گاه کسى شستن عضو قبلى را فراموش کرد و عضو بعدى را شست، مثلاً اول دست چپ را شست بعد دست راست را، باید بعد از دست راست دست چپ را بشوید تا ترتیب مراعات شود به شرط این که بااین شستن بیجا موالات بهم نخورد؛ و اگر موالات بهم خورد، باید وضو را از سر بگیرد.

شرط دهم : موالات ، یعنى کارهاى وضو را پشت سر هم انجام دهد.
« ۵۱ » اگر بین کارهاى وضو به قدرى فاصله شود که وقتى مى خواهد جایى را بشوید یا مسح کند رطوبت جاهایى که پیش از آن شسته یا مسح کرده خشک شده باشد، وضو باطل است . و اگر فقط رطوبت جایى که جلوتر از محلى است که مى خواهد بشوید یا مسح کند، خشک شده باشد مثلاً موقعى که مى خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده باشد و صورت، تر باشد، احتیاط واجب آن است که وضو را باطل کند و از سر بگیرد.
« ۵۲ » اگر کارهاى وضو را پشت سر هم بجا آورَد ولى به واسطه گرماى هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند اینها رطوبت خشک شود وضوى او صحیح است.
« ۵۳ » راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دست ها چند قدم راه برود و بعد سر و پاها را مسح کند وضوى او صحیح است.
شرط یازدهم : مباشرت ، یعنى شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد . و اگر دیگرى او را وضو دهد، یا در رساندن آب به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به او کمک نماید، وضو باطل است؛ و منظور کمک در اصل شستن و مسح کردن است، ولى اگر در مقدمات اینها کمک بگیرد مثل این که دیگرى آب را به صورت او بریزد ولى شخص خودش صورت را بشوید، مانعى ندارد.
« ۵۴ » کسى که نمى تواند وضو بگیرد باید نایب بگیرد که او را وضو دهد؛ و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتى که بتواند باید بدهد، ولى باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نماید ؛ و اگر نمى تواند، باید نایبش دست او را بگیرد و به جاى مسح او بکشد، و اگر این هم ممکن نیست باید از دست او رطوبت بگیرند و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح کنند و احوط این است که تیمم هم بنماید، اگر در تیمم کردن محذورى نبوده یا محذور کمترى باشد.
« ۵۵ » هرکدام از کارهاى وضو را که مى تواند به تنهایى انجام دهد ، نباید در آن کمک بگیرد.

شرط دوازدهم : استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد چنانکه در مسائل تیمم خواهد آمد.
« ۵۶ » کسى که مى ترسد اگر وضو بگیرد مریض شود، یا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند ، نباید وضو بگیرد . ولى اگر نداند که آب براى او ضرر دارد و ترس از استعمال آب هم نداشته باشد و وضو بگیرد ، اگر چه بعد بفهمد ضرر داشته ، وضوى او صحیح است . و اگر ترس ضرر را داشت ولى به امید ضرر نداشتن ، وضو گرفت و بعد فهمید ضرر نداشته وضویش صحیح است .
« ۵۷ » اگر رساندن آب به صورت و دست ها به مقدار کمى که وضو با آن صحیح است ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر داشته باشد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.
شرط سیزدهم : در اعضاى وضو مانعى از رسیدن آب نباشد و گرنه وظیفه او وضوى جبیره اى یا تیمم خواهد بود.
« ۵۸ » اگر مى داند چیزى به اعضاى وضو چسبیده ولى شک دارد که از رسیدن آب جلوگیرى مى کند یا نه، باید آن را برطرف کند یا آب را به زیر آن برساند.
« ۵۹ » اگر زیر ناخن چرک باشد، وضو اشکال ندارد ولى اگر ناخن را بگیرند باید براى وضو آن چرک را برطرف کنند، و نیز اگر ناخن بیشتر از معمول بلند باشد، باید چرک زیر مقدارى را که از معمول بلندتر است برطرف نمایند.
« ۶۰ » اگر در صورت و دست ها و جلوى سر و روى پاها به سبب سوختن یا چیز دیگر، برآمدگى پیدا شود، مثل بلند شدن پوست به سبب باد کردن محل آن، تا وقتى که جزو بدن به حساب مى آید شستن و مسح روى آن کافى است و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوستِ یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتى که کنده نشده برساند، ولى چنانچه پوستى که کنده شده گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود، مى تواند آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند یا آن که در هروقتى به وظیفه آن وقت عمل نماید.
« ۶۱ » اگر انسان شک کند که به اعضاى وضوى او چیزى چسبیده یا نه چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، مثل آن که بعد از گِل کارى شک کند گِل به دست او چسبیده یا نه، باید وارسى کند یا به قدرى دست بمالد که اطمینان پیدا کند که اگر بوده برطرف شده یا آب به زیر آن رسیده است؛ و اگر از روى غفلت وضو گرفت و بعد معلوم شد که مانعى بوده، وضویش باطل است؛ و اگر احتمال داد که مانعى در کار نیست و به امید عدم مانع وضو گرفت یا غافل شد، و بعد معلوم شد مانعى در کار نبوده، صحیح بودن وضو خالى از وجه نیست.
« ۶۲ » جایى را که باید شست و مسح کرد هر قدر چرک باشد، اگر چرک مانع از رسیدن آب به بدن نباشد اشکال ندارد، و همچنین است اگر بعد از گچ کارى و مانند آن چیز سفیدى که جلوگیرى از رسیدن آب به پوست نمى نماید بر دست بماند، ولى اگر شک کند که با بودن آنها آب به بدن مى رسد یا نه، باید آنها را برطرف کند.
« ۶۳ » کسى که پوست بدن او چرب است اگر چربى آن جِرم ندارد که مانع رسیدن آب به پوست باشد اشکال ندارد . و اگر احراز کند که محل وضو به طورى چرب است که مانع رسیدن آب مى شود اول خشک کند بعد وضو بگیرد.
« ۶۴ » اگر پیش از وضو بداند که در بعضى از اعضاى وضو مانعى از رسیدن آب هست و بعد از وضو شک کند که در موقع وضو آب را به آن جا رسانده یا نه، در صورتى که احتمال بدهد موقع وضو ملتفت و متوجه بوده و مانع را برطرف کرده است وضوى او صحیح است.
« ۶۵ » اگر در بعضى از اعضاى وضو مانعى باشد که گاهى آب به خودى خود زیر آن مى رسد و گاهى نمى رسد و انسان بعد از وضو شک کند که آب زیر آن رسیده یا نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسیدن آب به زیر آن نبوده، احتیاط واجب آن است که دوباره وضو بگیرد.
« ۶۶ » اگر بعد از وضو چیزى که مانع از رسیدن آب است در اعضاى وضو ببیند و نداند موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوى او صحیح است، ولى اگر بداند که در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتیاط واجب آن است که دوباره وضو بگیرد.
« ۶۷ » اگر بعد از وضو شک کند چیزى که مانع رسیدن آب است در اعضاى وضو بوده یا نه ، وضو صحیح است.

« ۶۸ » کسى که در کارهاى وضو و شرایط آن مثل پاک بودن آب و غصبى نبودن آن خیلى شک مى کند باید به شک خود اعتنا نکند.

    « ۶۹ » اگر شک کند که وضوى او باطل شده یا نه، بنا مى گذارد که وضوى او باقى است ؛ ولى اگر بعد از بول استبراء نکرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتى از او بیرون آید که نداند بول است یا چیز دیگر وضوى او باطل است.
« ۷۰ » کسى که شک دارد وضو گرفته یا نه باید وضو بگیرد.
« ۷۱ » اگر بعد از وضو یا در اثناء آن یقین کند که بعضى جاها را نشسته یا مسح نکرده است چنانچه رطوبت جاهایى که پیش از آن است خشک شده باشد باید دوباره وضو بگیرد . و اگر خشک نشده باشد، جایى را که فراموش کرده و آنچه بعد از آن است باید بشوید یا مسح کند . و اگر در اثناء وضو در شستن یا مسح کردن جایى شک کند باید به همین دستور عمل کند.
« ۷۲ » اگر بعد از نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او صحیح است، ولى باید براى نمازهاى بعد وضو بگیرد.
« ۷۳ » اگر در بین نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او باطل است و باید وضو بگیرد و نماز را بخواند، مگر این که به امید صحیح بودن، نماز را بخواند بعد اگر فهمید که وضو داشته نمازش بنا بر اظهر صحیح است . و همچنین است اگر قبل از نماز شک کرد که وضو دارد یا نه ولى گمان به وضو داشت.
« ۷۴ » اگر بعد از نماز شک کند، که قبل از نماز وضوى او باطل شده یا بعد از نماز، نمازى که خوانده صحیح است.
« ۷۵ » کسى که مى داند وضو گرفته و حدثى هم از او سر زده مثلاً بول کرده است ، اگر نداند کدام جلوتر بوده ، چنانچه پیش از نماز است باید وضو بگیرد ؛ و اگر در اثناء نماز است باید نماز را بشکند و وضو بگیرد ؛ و اگر بعد از نماز است نمازى که خوانده صحیح است و براى نماز بعد باید وضو بگیرد .
« ۷۶ » اگر انسان مرضى دارد که بول او قطره قطره مى ریزد یا نمى تواند از بیرون آمدن غائط خوددارى کند، چنانچه یقین دارد که از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا مى کند، باید نماز را در وقتى که مهلت پیدا مى کند بخواند؛ و اگر مهلت او به مقدار کارهاى واجب نماز است، باید در وقتى که مهلت دارد فقط کارهاى واجب نماز را بجا آورد و کارهاى مستحب آن مانند اذان و اقامه را ترک نماید، اگر در مراقبتِ آن وقت ، عسر و حرج و مشکلى براى او پیش نیاید .
« ۷۷ » اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پیدا نمى کند و در بین نماز چند دفعه بول یا غائط از او خارج مى شود، اگر وضو گرفتن بعد از هر دفعه برایش سخت نیست و عُسر و حرج در کار نیست و کارى که نمازش را باطل کند پیش نمى آید، باید ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت بول یا غائط از او خارج شد فورا وضو بگیرد و بقیه نماز را بخواند، و احتیاط مستحب آن است که همان نماز را دوباره با یک وضو بخواند و اگر در بین آن نماز وضوى او باطل شد اعتنا نکند.
« ۷۸ » کسى که بول یا غائط پى در پى از او خارج مى شود و وضو گرفتن بعد از هردفعه براى او سخت است، اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، باید براى هرنماز یک وضو بگیرد.
« ۷۹ » کسى که بول یا غائط پى در پى از او خارج مى شود اگر نتواند هیچ مقدار از نماز را با وضو بخواند احتیاط واجب آن است که براى هر نماز یک وضو بگیرد و اگر با تیمم مى تواند مقدارى از نماز را با تیمم بخواند تیمم هم بنماید.
« ۸۰ » اگر مرضى دارد که نمى تواند از خارج شدن باد جلوگیرى کند، باید به وظیفه کسانى که نمى توانند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کنند عمل نماید.
« ۸۱ » کسى که بول یا غائط پى در پى از او خارج مى شود، باید براى هر نماز وضو بگیرد و فورا مشغول نماز شود، ولى براى بجا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتیاط که باید بعد از نماز انجام داد در صورتى که آنها را بعد از نماز بجا بیاورد، وضو گرفتن لازم نیست.
« ۸۲ » کسى که بول او قطره قطره مى ریزد باید براى نماز به وسیله کیسه اى که در آن، پنبه یا چیز دیگرى است که از رسیدن بول به جاهاى دیگر جلوگیرى مى کند، خود را حفظ نماید ؛ و احتیاط واجب آن است که پیش از هر نماز مخرج بول و کیسه اى را که نجس شده آب بکشد یا عوض کند . و نیز کسى که نمى تواند از بیرون آمدن غائط خوددارى کند، چنانچه ممکن باشد به مقدار نماز از رسیدن غائط به جاهاى دیگر باید جلوگیرى نماید ؛ و احتیاط واجب آن است که اگر مشقت ندارد ، براى هرنماز مخرج غائط را آب بکشد .

    « ۸۳ » کسى که نمى تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کند در صورتى که ممکن باشد و مشقت و زحمت و خوف ضرر نداشته باشد باید به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط جلوگیرى نماید اگر چه خرج داشته باشد و خرج آن به او ضرر زیادى نزند، بلکه اگر مرض او به آسانى یعنى بدون عُسر شخصى معالجه شود، احتیاط واجب آن است که خود را معالجه نماید.
« ۸۴ » کسى که نمى تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کند، بعد از آن که مرض او خوب شد، لازم نیست نمازهایى را که در وقت مرض مطابق وظیفه اش خوانده قضا نماید. ولى اگر در بین وقت نماز مرض او خوب شود، باید بنا بر احتیاط مستحب نمازى را که در آن وقت خوانده دوباره بخواند.

 

وضوهاى واجب و مستحب 
براى شش چیز وضو گرفتن واجب است :
۱ ـ براى نمازهاى واجب غیر از نماز میت.
۲ ـ براى سجده و تشهد فراموش شده، اگر بین آنها و نماز حدثى از او سر زده مثلاً بول کرده باشد؛ و احتیاط واجب آن است که براى سجده سهو هم وضو بگیرد.
۳ ـ براى طواف واجب خانه کعبه.
۴ ـ اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد.
۵ ـ اگر نذر کرده باشد که جایى از بدن خود را به خط قرآن برساند.
۶ ـ براى آب کشیدن قرآنى که نجس شده یا بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتى که مجبور باشد دست یا جاى دیگر بدن خود را به خط قرآن برساند، ولى چنانچه معطل شدن به مقدار وضو بى احترامى به قرآن باشد باید بدون اینکه وضو بگیرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آب بکشد ؛ و در صورت پنجم و ششم بنا بر احتیاط واجب اسم پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم و ائمه طاهرین علیهم السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام هم مثل قرآن است.

    « ۸۵ » مس نمودن خط قرآن، یعنى رساندن جایى از بدن به خط قرآن براى کسى که وضو ندارد حرام است، ولى تماس موى انسان با خط قرآن بنابراظهر مانعى ندارد، حتى اگر کوتاه باشد. و اگر قرآن را به زبان فارسى یا به زبان دیگر ترجمه کنند مس آن اشکال ندارد.
« ۸۶ » جلوگیرى بچه و دیوانه از مس خط قرآن واجب نیست، ولى اگر مس نمودن آنان بى احترامى به قرآن باشد، باید از آنان جلوگیرى کنند.
« ۸۷ » کسى که وضو ندارد، حرام است اسم خداوند متعال را به هر زبانى که نوشته شده باشد مس نماید. و احتیاط واجب آن است که اسم پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم و امام علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام را هم مس ننماید.
« ۸۸ » اگر پیش از وقت نماز به قصد این که با طهارت باشد وضو بگیرد یا غسل کند صحیح است.
« ۸۹ » کسى که یقین دارد وقت داخل شده اگر نیت وضوى واجب کند و بعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده، وضوى او صحیح است.
« ۹۰ » مستحب است انسان براى امور زیر وضو بگیرد : براى نماز میت، زیارت اهل قبور، رفتن به مسجد و حرم ائمه علیهم السلام ، براى همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن، و نیز براى مس حاشیه قرآن ، و براى خوابیدن . و نیز مستحب است کسى که وضو دارد دوباره وضو بگیرد . و اگر براى یکى از این کارها وضو بگیرد هرکارى را که باید با وضو انجام داد ، مى تواند بجا آورد ، مثلاً مى تواند با آن وضو نماز بخواند .

 

مبطلات وضو 
« ۹۱ » هفت چیز وضو را باطل مى کند:
۱ ـ بول . و در حکم بول است رطوبتى که انسان نداند بول است یا نه ، اگر قبل از استبراء کردن از او خارج شود .
۲ ـ غائط. ۳ ـ باد معده و روده که از مخرج غائط خارج مى شود ، و یا از غیر مخرج اگر این عنوان بر آن صدق نماید .
۴ ـ خوابى که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود . ولى اگر چشم نبیند و گوش بشنود وضو باطل نمى شود ؛ و همچنین است اگر گوش هم نشنود ولى نخوابیده باشد ، مثل این که به ادامه فکر سابق مشغول باشد .
۵ ـ چیزهایى که عقل را از بین مى برد : مانند دیوانگى ، مستى و بیهوشى .
۶ ـ استحاضه زنان که بعدا گفته مى شود .
۷ ـ جنابت ؛ و بنا بر احوط مس میت . اگر غسل براى آن کافى نبوده و نیاز به وضو نیز داشته باشد .

 

وضوى جبیره 
چیزى که با آن زخم و شکسته را مى بندند و دوایى که روى زخم و مانند آن مى گذارند جبیره نامیده مى شود.
« ۹۲ » اگر در یکى از جاهاى وضو زخم یا دمل یا شکستگى باشد، چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد، باید به طور معمول وضو گرفت.
« ۹۳ » اگر زخم یا دمل یا شکستگى در صورت و دستها باشد و روى آن باز بوده و آب ریختن به کمترین مقدار و شستن روى آن ضرر دارد، چنانچه کشیدن دست تر بر آن ـ با آبى که در دست هست ـ ضرر ندارد ولى شستن صدق نمى کند ، احتیاط واجب آن است که دست تر بر آن بکشد و بعد احتیاطا پارچه پاکى روى آن گذاشته و دست تر را روى پارچه هم بکشد به قصد وظیفه که مسح یا غَسْل باشد . و اگر این مقدار هم ضرر دارد یا زخم نجس است و نمى شود آب کشید ، باید اطراف زخم را به طورى که در وضو گفته شد ، از بالا به پایین بشوید و بنا بر احتیاط واجب پارچه پاکى روى زخم گذاشته و دست تر روى آن بکشد ، و اگر گذاشتن پارچه ممکن نیست باید اطراف زخم را بشوید و بنا بر احتیاط مستحب تیمم هم بنماید .

    « ۹۴ » اگر زخم یا دمل یا شکستگى در جلو سر یا روى پاها باشد و روى آن باز باشد، چنانچه نتواند آن را مسح کند، باید پارچه پاکى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو که در دست مانده مسح کند ؛ و اگر گذاشتن پارچه ممکن نباشد مسح لازم نیست ولى باید بعد از وضو احتیاطا تیمم نماید .
« ۹۵ » اگر روى دمل یا زخم یا شکستگى بسته باشد، چنانچه باز کردن آن ممکن است و آب هم براى آن ضرر ندارد، باید روى آن را باز کند و وضو بگیرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دست ها باشد، و چه جلو سر و روى پاها.
« ۹۶ » اگر زخم یا دمل یا شکستگى در صورت یا دست ها باشد و بشود روى آن را باز کرد، چنانچه ریختن آب روى آن ضرر دارد و کشیدن دست تر ضرر ندارد، بنا بر اظهر باید دست تر روى آن بکشد و بعد پارچه پاکى روى آن بگذارد و روى پارچه را هم دست تر بکشد به نحوى که در محل مسح و غَسل گذشت ؛ واگر صدق غَسل جبیره در محل غَسل ننماید احتیاط این است که تیمم هم بنماید .
« ۹۷ » اگر نمى شود روى زخم را باز کرد ولى زخم و چیزى که روى آن گذاشته پاک است و رسانیدن آب به زخم ممکن است و ضرر هم ندارد ، باید آب را به روى زخم برساند ، به طورى که شسته شود ؛ و اگر زخم یا چیزى که روى آن گذاشته نجس است ، چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب بر روى زخم به طورى که شسته شود ممکن باشد ، باید آن را آب بکشد و موقع وضو آب را به زخم برساند به طورى که گذشت ؛ و در صورتى که آب براى زخم ضرر دارد، یا آن که رساندن آب به روى زخم ممکن نیست ، یا زخم نجس است و نمى شود آن را آب کشید، باید اطراف زخم را بشوید و اگر جبیره پاک است روى آن را مسح کند، و اگر جبیره نجس است یا نمى شود روى آن را دست تر کشید، مثلاً دوایى است که به دست مى چسبد،پارچه پاکى را به طورى که جزو جبیره حساب شود، روى آن بگذارد و دست تر روى آن بکشد، به طورى که شسته و مسح شود بنابر احوط، و اگر این هم ممکن نیست احتیاط واجب آن است که وضو بگیرد با شستن یا مسح کردن اطراف زخم، و تیمم هم بنماید.

    « ۹۸ » اگر جبیره تمام صورت یا تمام یکى از دست ها یا تمام هردو دست را گرفته باشد، باید وضوى جبیره اى بگیرد و بنا بر احتیاط واجب تیمم هم بنماید.
« ۹۹ » اگر جبیره تمام اعضاى وضو را گرفته باشد بنا بر اظهر باید تیمم بنماید . ولى اگر تیمم هم جبیره اى است احتیاط در جمع بین وضو و تیمم است.
« ۱۰۰ » کسى که در کف دست و انگشت ها جبیره دارد و در موقع وضو دست تر روى آن کشیده است، مى تواند سر و پا را با همان رطوبت مسح کند.
« ۱۰۱ » اگر جبیره تمام پهناى روى پا را گرفته ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا باز است، باید جاهایى که باز است روى پا را و جایى که جبیره است روى جبیره را مسح کند .
« ۱۰۲ » اگر در صورت یا دست ها چند جبیره باشد، باید بین آنها را بشوید و اگر جبیره ها در سر یا روى پاها باشد، باید بین آنها را مسح کند و در جاهایى که جبیره است باید به دستور جبیره عمل نماید.
« ۱۰۳ » اگر جبیره بیشتر از معمول ، اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممکن نیست ، باید به دستور جبیره عمل کند و بنا بر احتیاط واجب تیمم هم بنماید ، و اگر برداشتن جبیره ممکن است باید جبیره را بردارد ؛ پس اگر زخم در صورت و دستهاست اطراف آن را بشوید و اگر در سر یا روى پاها است اطراف آن را مسح کند و براى جاى زخم به دستور جبیره عمل نماید .
« ۱۰۴ » اگر در جاى وضو زخم و جراحت و شکستگى نیست ، ولى به جهت دیگرى آب براى آن ضرر دارد ، باید تیمم کند و احتیاط واجب آن است که وضوى جبیره اى هم بگیرد اگر ضرر در تمام اعضا نیست بلکه در یک عضو است . و حکم وضوى جبیره اى از آنچه که گذشت معلوم مى شود .
« ۱۰۵ » اگر جایى از اعضاى وضو را رگ زده است و نمى تواند آن را آب بکشد یا آب براى آن ضرر دارد، باید به دستور جبیره عمل کرده و احتیاطا تیمم نماید.

    « ۱۰۶ » اگر در جاى وضو یا غسل چیزى چسبیده است که برداشتن آن ممکن نیست، یا به قدرى مشقت دارد که نمى شود تحمل کرد، باید بنا بر اظهر به دستور جبیره عمل کند. و احتیاط در جمع بین تیمم و وضوى جبیره اى است.
« ۱۰۷ » غسل جبیره اى مثل وضوى جبیره اى است، ولى باید بنا بر احوط آن را ترتیبى بجا آورند.
« ۱۰۸ » کسى که وظیفه او تیمم است اگر در بعضى از جاهاى تیمم او زخم یا دمل یا شکستگى باشد، باید به دستور وضوى جبیره اى تیمم جبیره اى نماید.
« ۱۰۹ » کسى که باید با وضو یا غسل جبیره اى نماز بخواند، چنانچه بداند که تا آخر وقت عذر او برطرف نمى شود، مى تواند در اول وقت نماز بخواند و اگر بعد از نماز عذر زائل شد اعاده نماز لازم نیست ، بلکه با همان وضوى جبیره اى مى تواند کارهاى دیگرى هم که وضو لازم دارد انجام دهد. ولى اگر امید دارد که تا آخر وقت عذر او برطرف مى شود، احتیاط واجب آن است که صبر کند و اگر عذر او برطرف نشد در آخر وقت نماز را با وضو یا غسل جبیره اى بجا آورد.
« ۱۱۰ » اگر انسان براى مرضى که در چشم اوست موى چشم خود را بچسباند، به طورى که آب به تمام ظاهر بشره وموها نرسد ، باید وضو و غسل را جبیره اى انجام دهد واحتیاطاً تیمم هم بنماید.
« ۱۱۱ » کسى که نمى داند وظیفه اش تیمم است یا وضوى جبیره اى، در صورتى که حجّتى بر تعیین یکى ندارد بنا بر احتیاط واجب باید هردو را بجا آورد.
« ۱۱۲ » نمازهایى را که انسان با وضوى جبیره اى خوانده صحیح است و بعد از آن که عذرش برطرف شد، با همان وضو مى تواند نمازهاى بعد را نیز بخواند . ولى اگر براى آن که نمى دانسته تکلیفش وضوى جبیره اى است یا تیمم هردو را انجام داده باشد، بنا بر احتیاط واجب در صورت بقاى جهل ، براى نمازهاى بعد وضو بگیرد .

منبع : bahjat.ir

آموزش تصویری وضو گرفتن

مقدمه و کلیات وضو گرفتن

ابتدا نیت و سپس شستشوی صورت

مسح کشیدن دست های راست و چپ

کشیدن مسح سر و مسح پای راست و چپ

شرایط وضو

وضوی ارتماسی

طریقه وضو گرفتن جبیره در هنگام داشتن زخم و یا جایی از بدن که آب برای آن ضرر دارد (وضوی جبیره) 

مبطلات وضو

منبع : takdid.com



۲ پاسخ ها به “آموزش نوشتاری و تصویری وضو گرفتن و احکام آن”

  1. محبی گفته:

    سلام خسته نباشید باتشکرمطالب جامع وکامل بود بدرود

  2. یکی گفته:

    سلام 
    خسته نباشید سایتتون خیلی خوب بود 
    فقط قسمت دانلود تصویری غسل خراب بود و ضمنا دانلود در قسمت شستن دست چپ و راست همون مسح کشیدنه!
    بازم ممنون از مطالب نفید و جامعتون.
    یاعلی

درج یک دیدگاه

translate to persian by ariatemp.ir